<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گزارش و داستانک نشریه </title>
<link>https://rad91.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 11 Sep 2013 22:59:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/214</link>
<description>دفاتر راهنماي زایر افزايش روزافزون خيل مشتاقان بارگاه منور رضوي از يك سو و گسترش فضاها و اماكن متبركه حرم مطهر از سوي ديگر و همچنين تنوع برنامه‌هاي مختلف فرهنگي كه معاونت تبليغات براي زایران تدارك ديده است، ضرورت راهنمايي زایران را نمايان مي‌كند. از اين رو، اداره‌ي پاسخگويي به دو شكل ثابت و سيار، از طريق دفاتر راهنماي زایر و كيوسك‌هاي اطلاع‌رساني و نيز از طريق خواهران و برادران راهنماي زایر، به اين امر مهم مي‌پردازد ++++++++++++++++++++++++++++++++++ می</description>
<pubDate>Wed, 11 Sep 2013 22:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/214</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/213</link>
<description>طرح معين الضعفا خادمان بخش تحويل صندلي چرخدار با همكاري بخش امداد زائران، در طرح زيارتي معين الضعفا كه براي افراد سالخورده و معلول در نظر گرفته شده است، يك روز در هفته با هماهنگي قبلي، تعدادي از افراد معلول و سالخورده را كه امكان تشرف به حرم مطهر را ندارند، از نقاط مختلف شهر مشهد و حتي روستاها و شهرستان‌هاي اطراف با وسيله‌ي نقليه‌ي آستان قدس رضوي، بدون هيچ هزينه‌اي، با احترام كامل به زيارت مي‌آورند و پس از آن به منزل‌شان بازمي‌گردانند.</description>
<pubDate>Sat, 07 Sep 2013 22:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/213</guid>
</item>
<item>
<title>داستانک  جدیدتر-کار نشده</title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/210</link>
<description>پهلوون الهه ارجمندی راد دم درب زورخانه که رسید، صدای صلوات ها بلند بود . داخل که رسید نگاهش را میان سالن چرخاند و روی حاضران جابجا کرد. پس هنوز نیامده بود. خیالش راحت شد . یکراست رفت سراغ حاجی . با ادب ، اجازه گرفت و توی گوش حاجی گفت کار واجب دارد.پیرمرد زود متوجه شد و دنبالش راه افتاد. تازه رسیده بود میان درگاه زورخانه که پهلوون هم رسید.نامش علیرضا بود. علیرضا پهلوان زاده. حاجی دوست داشت فقط پهلوون صدایش کند.می گفت جوان لیاقتش را دارد.</description>
<pubDate>Wed, 28 Aug 2013 06:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/210</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب داستانک ها</title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/209</link>
<description>همراهی تا کتابخانه الهه ارجمندی راد آدم جالبیست .تمام ایران را رکاب زده. چند کشوراروپایی و آسیایی را هم سفر کرده. همیشه حرف هایی برای گفتن دارد و خاطراتی برای تعریف کردن.دنیایش سفرست و دوچرخه وعکس هایی دیدنی... مشهد که رسید گفت &quot;باید بریم حرم&quot;دوچرخه اش را گذاشت کنار حیاط . و خواست پیاده برویم. دنبالش راه افتادم. بار سوم بود مشهد مهمانم بود.گفت &quot;این بار را می خواهم بعد زیارت ، سری بزنم کتابخانه.&quot; گویا از زیبایی کتابخانه شنیده بود.</description>
<pubDate>Sat, 24 Aug 2013 21:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/209</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/208</link>
<description>راستی آدرس حدیث این هفته رو اضافه کنید لطفا :عیون الاخبار ۹۰/۲</description>
<pubDate>Thu, 22 Aug 2013 15:00:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/208</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/205</link>
<description>پیامبر اکرم می فرمایند:&quot; مسجدها از بازارهای آخرت به شمار می روند ، وسیله پذیرایی آنها آمرزش و هدیه شان بهشت است.&quot; البحار 84/4 مسجد الهه ارجمندی راد نشسته بود کنج دیوار. اما باید نزدیک اذان باشد . عقربه های ساعتش مثل همیشه خواب مانده بودند. باید نزدیک اذان باشد. حس کرد...نگاهش را روی دیوارهای مسجد جابجا کرد.فکرهای شب گذشته اش باز توی حواسش دوید. انگار یکی مدام توی گوشش فریاد می زد ...صدا را نمی شناخت..</description>
<pubDate>Tue, 13 Aug 2013 22:30:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/205</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/203</link>
<description>بیمار اتاق 431 الهه ارجمندی راد مهتابی های راهرو را دنبال میکرد تا افکارش را مرتب کند. آنقدر طول راهرو را بالا و پایین کرد تا ساعت رسید به سه نیمه شب.. بلاخره روی صندلی نشست و باز به گذشته رفت.به مریم ؛ تنها خواهرش که حالا کنارش نبود. کاش سال آخر به خاطر آن بچه بازی از او دور نمیشد. دقیقا یکسال و سه ماه بود که ندیدش و بعد خبر تصادفش را شنید. خود را رساند. اما آنقدر دیر بود که خط زندگی مریم راست شده بود و او از آی سی یو زنده بیرون نیامد.</description>
<pubDate>Tue, 06 Aug 2013 22:03:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/203</guid>
</item>
<item>
<title>داستانک شب قدر</title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/199</link>
<description>تقدیر در شبی با قدر الهه ارجمندی راد نگاهم را از چشمانش می دزدم. بعد آرام بی آنکه بفهمد می روم سراغ خیالش. می دانم به چه فکر می کند. بعد تمام این سالها خوب ذهنش را می خوانم. &quot; مادر که باشی حرف دل فرزندت را با نگاه می خوانی&quot; این را مادر همیشه می گفت. وقتی این را می گفت با لبخند، مهربانی اش را تاعمق وجودم رها می کرد. خدابیامرزش!زن نازنینی بود.حالا خوب، درد مادری اش را می فهمم. حالا که هستی با دردش،درد می کشد.خوب با دردش، هم درد می شوم.</description>
<pubDate>Sat, 27 Jul 2013 12:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/199</guid>
</item>
<item>
<title>جشن مهمانی فرشته ها</title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/196</link>
<description>.....</description>
<pubDate>Tue, 09 Jul 2013 16:15:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/196</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب پرونده  موسسه استانه  و آرامگاه</title>
<link>https://rad91.blogfa.com/post/193</link>
<description>.......</description>
<pubDate>Wed, 19 Jun 2013 21:21:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>rad91</dc:creator>
<guid>rad91.blogfa.com/post/193</guid>
</item>
</channel>
</rss>
