بانوان شاغل -پرونده روز زن
بانوانی از خانواده ی بزرگ استان قدس رضوی
ارجمندی راد
میان قفسه های کتابخانه که بگردی، کمی آنطرف تر ، کنار ویترین های شفاف موزه، پشت میزهای چوبی یا سیستم هایی کامپیوتری، به تلاششان که زل بزنی می فهمی اینجا یک چیز مشترک است..آن را لمس می کنی .. : "آرامش کاری" آن هم در فضای معنوی خانواده ای بزرگ با نام آستان قدس رضوی.
اینجا کارمندان مفتخرند به خدمت . و بانوان کارمند ، الگوی رفتاری اند برای سایر کارمندان بانو.و البته این را می دانند و خود را موظف می دانند به خدمت و اخلاق.
اینجا سازمان مرکزی ، چهارراه شهدا، کمی آنطرف بارگاه امن رضوی، جایی که وقتی می پیچی به خیابان آزادی می توانی ابتدا سلامت را با ارادتت بفرستی خدمت امام تا تمام روزت پر از تبرک باشد.
کمی آنطرف تر دبیرخانه کل و اتاقی پر از سیستم ...
" همه می دانیم نفس کشیدن هم در این مکان غنیمت است. می دانم برای خدمت اینجایم. حالا بعد این سالها ، بدجور دلبسته اینجایم.و غبطه می خورم به حال همکارانی که در داخل خود حرم مشغولند و به بارگاه اقا نزدیکتر" . این را مریم بهره ور می گوید.حسابداری خوانده و از سال 82 تایپ می کند.می گوید بیرون اینجا به نام این آستان و کار برای آن افتخار می کند و این برایش احترام و ارزش می آورد و به دنبال آن سنگینی وظیفه، تا لایق اینجا باشد. خانم بهره ور راضیست از همکاران و سالمی محیط کار اینجا. معتقدست می توان هم اصل پوشش را رعایت کرد و هم در اجتماع حضور فعال داشت. " باید به حضرت زهرا تاسی کرد.یک الگوی کامل برای بانوی مسلمان و عفیف." و حرف آخرش : " امیدواریم آنطور که لایق آقا هستیم به ایشان خدمت کنیم..."
اتاق کناری ، اتاق کاربر ارشد سیستم اتوماسیون است و بانویی که از سال 81 در این سیستم فعالیت دارد.ابتدا نشریه حرم و کار دردبیرخانه روابط عمومی و بعدها روزنامه قدس و بعدتر اینجا. مهری ریسمان باف کامپیوتر خوانده و با ده سال سابقه کار در خانواده بزرگ رضوی باری از تجربه دارد. خودش می گوید نباید تک بعدی باشد. و یک بانوی ایرانی باید تمام آنچه در وجودش هست را شکوفا کند و قادر است در هر سمتی بهترین باشد.از حسش می پرسم وقتی اینجاست و خدمت می کند:" این دستگاه فرق دارد. صاحب خانه خود اقاست.نباید کم گذاشت و باید با دل کار کرد. و البته یک خانم اینجا موظف است به حسن اخلاق . باید در برخوردها اصول اخلاق را رعایت کند، هم در ظاهر و هم در باطن. و در عین متانت ، خوش برخورد باشد.و از دل و جان کار کند."
حالا نقش مادرانه و همسری و در عین حال کار بیرون چطور یکی می شوند؟ لبخند می زند و ادامه می دهد: زن ایرانی می تواند.. . می تواند وقتی وارد منزل می شود با یک انرژی مضاعف وظایفش را خوب انجام دهد ودر عین خستگی ، مهر مادر ی خرج کند در عین حال من ، خود را موظف می دانم اگر در سیستم و سایت مشکلی بود آن را در منزل و خارج ساعت اداری حل کنم." و حرف آخرش بغضی بود که شکست: " تنها انگیزه بودنم اینجا، خود آقاست"...
خدیجه نکونام کارگزین است، با مدرک مدیریت و با 17 سال سابقه کار دراداره کارگزینی .با تجربه و سرشار از غرور خدمت برای امام و کارکنانش.می گوید امکان کار بهتر را هم در آن سالها داشت اما بخاطر اعتقادش اینجاست.می گوید حقوقش برکت دارد . هر روز صبح به گنبد سلام می دهد و این روی تمام روزمره اش تاثیر دارد. می خواهد در معنویات کامل شود و این خدمت و ارادتش را تاثیرگذار می داند.می نشینم پای احساس نابش به امام .." هرروز قبل از ورود به اداره، موقع سلام به آقا، بغض می نشیند روی گلویم و می گویم آقا خیلی دوستتان دارم.."
از بانوی شایسته مسلمان از او می پرسم: "یک خانم باید همیشه در نظر داشته باشد یک موجود ظریف ست با تمام لطایفش ، نه با تحکم و قدرت جسمی خاص مردان. او نقش مادری و قداستش را دارد که بهشت زیرپای اوست و پشت همه اتفاقات بزرگ ایستاده. بانوی ایرانی وارد اجتماع و مسئولیت هم که شود می داند درروابط ، دربرخوردها با ارباب رجوع متانت در صحبت و دررفتار رعایت کند.مثلا رفتار من با تمام ارباب رجوع ها نباید یکسان باشد. جایی لازمست با خشکی و رسمیت باشد. گاهی به احترام ارباب رجوی پیرمردم می ایستم ، با روی باز کارش را انجام می دهد و بدرقه اش می کنم.ما اینجا موظفیم به برخورد مناسب و در شان همین مکان مقدس.
"
و سالها خدمت تا اینجاُ تا اداره موقوفات
از اداره مرکزی فاصله می گیرم. بالای بازار مرکزی ُ پله ها می رود تا اداره موقوفات. اتاق خانم خوش اندام اصفهانی. بانویی با 26 سال سابقه کار در خانواده رضوی. خدمتش از بهیاری در دارشفا شروع می شود.بایگانی دبیرخانه ، بخش اداری املاک ، بعد دفتر مرکزی تهران ،مدتی مرکز آفرینش های هنری و در نهایت اینجا.
با لبخند شیرینی ادامه می دهد: تمام بخش های این سیستم پر از معنویتند. تنها تفاوتش نوع خدمت بود. اما درالشفا را طور دیگری دوست داشتم. آنجا مستقیم به زائر آقا خدمت می کردیم. در فضایی که باید درد و وضعیت پر اضطراب بیمار و همراه بیمار را درک کرد.خالصانه و همراه با مهر مادری خدمت کرد و در نهایت لبخند رضایت بیمار را هم می توان دید.از رسالتش می پرسم.، آنهم در اینجا.. : " مسلما وظیفه و حسایست کاری در اینجا بیشترست. چون دستگاه متعلق به اماست. باید کار با بالاترین کیفیت ، درکوتاهترین زمان ممکن انجام شود.که البته این خصلت ذاتی خود من هم هست." ازویژگی های رفتاری بانوی شاغل و نیز نقش مادری اش میپرسم...با همان لبخند مهربان و آرامشش می گوید: رفتار صحیح و اصیل باید در باور شکل بگیرد و فضای کاری اینجا و این معنویت ، باورهای اعتقادی ما را پررنگ تر می کند.شکی نیست جوسالم و آرام اینجا به خاطر صاحب کار و صاحب این خانه است. و یک خانم مسلمان قادرست در هر زمینه ای که وارد شد بهترین باشد و بیش از ظرفیتش کار کند.اگر هم کاستی در نقش های دیگرش باشد ناخواسته و ندانسته است.
حسش از خدمت در اینجا را با چشمان بارانی می گوید. بر می گردد به روزهایی که معتقدست بدلیل نداشتن لیاقت، خود امام او را از خدمت در هم جواری اش محروم کرد و روزهایی که کرامت خود امام باعث شد سعادت کار در این آستان مقدس را پیداکند.
" هرکه در اینجا کار می کند کاش باورش این باشد که توجه و کرامت خود اقاست که او را اینجا نگه داشتند و بدان افتخار کند..."